حماسه سياسي ؛ حماسه اقتصادي |مصباح 90 + 2 |

"ایراج"، روستایی است از توابع شهرستان خور و بیابانک در استان اصفهان که حدود چهار هزار سال قدمت تاریخی دارد. این روستا در سال های دفاع مقدس، بین 250 تا 300 نفر (حدود صدخانوار) جمعیت داشت که گروهی از آنان در میادین دفاع مقدس حاضر شدند و شش تن از آنان شربت شهادت نوشیدند.

اسامی این شهدا عبارت است از :

رحمت الله زاهد
هوشنگ مسعود
قربانعلی رفیع
علی یگانه
کوچکعلی مسعود
محسن حسین دانا

عکسی که مشاهده می کنید، شهید "علی یگانه" را لحظاتی پس از اصابت گلوله و شهادت نشان می دهد. او در ابتدای وصیتنامه اش، خود را این گونه معرفی می کند:

"پاسدار فدایی اسلام و امام امت، خمینی بت شکن، حقیر، علی یگانه"


شهید علی یگانه در بخشی از وصیتنامه خود نوشته است:
"به یگانه فرزندم بگویید، پدرت به سفر کربلا، به زیارت قبر شش گوشه اباعبدالله(ع) رفته و وقتی بزرگ شد، او را کاملا روشن نموده و به او بگویید پدرت به مقابله با دشمنان اسلام و پیامبر خدا رفته و برای اسلام قیام نموده و در این راه جان خود را به پیشگاه مقدس خداوند تقدیم نمود."


شادی روحشان صلوات


[دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 ]  [11:00 AM]  [قاسمعلی جمالی]

به گزارش صابرنیوز به نقل از خبرنامه دانشجویان وقایع سی‌وچند ساله‌ی انقلاب را که مرور می‌کنی، می‌بینی هیچ تابستانی به تلخی تابستان سال ۶۰ نیست؛ تابستانی پُر از وقایع تلخ و ناگوار و بحران‌ساز برای انقلابی نوپا.

در آخرین روز بهار این سال، اولین رئیس‌جمهور، ابوالحسن بنی‌صدر استیضاح و برکنار می‌شود. بعد از آن آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای ترور می‌شود، در مسجد ابوذر تهران. یک روز بعد از آن، در انفجار دفتر حزب جمهوری، سیدمحمد بهشتی ـ مردی که امام امت به تنهایی یک امتّش خوانده بود ـ و جمعی از وزرا و نمایندگان مجلس شهید می‌شوند.

بعدتر از آن، بمبی در دفتر نخست‌وزیری، رئیس‌جمهور محمدعلی رجایی و یار دیرینش محمدجواد باهنر را از انقلاب می‌گیرد و انقلاب اسلامی بیش ‌از هر زمانی خود را داغدار عزیزان ازدست‌رفته‌اش می‌بیند. در کنار همه‌ی این وقایع تلخ تابستان ۱۳۶۰، وضعیت جبهه‌ها ـ که کمبود نیرو و تجهیزات دارند و دشمن هم در حال پیشروی‌ست ـ و ادامه‌‌ی جنگ‌های خیابانی گروه‌های ضدانقلاب در گوشه و کنار، وضعیت کشور را بحرانی‌تر از همیشه کرده است. پاییز از راه می‌رسد و چشم همه‌ی ملت به سومین انتخابات ریاست جمهوری‌ست. همه منتظرند مردی از راه برسد…

در بین نامزدهایی که برای شرکت در انتخابات ثبت‌نام کرده‌اند نام «سید علی خامنه‌ای» نیز به چشم می‌خورد…
1

روزنامه جمهوری اسلامی ۲۴ شهریور ۱۳۶۰

مردی که در این سال‌ها امام جمعه‌ی تهران، نماینده‌ی مردم تهران در مجلس، و نماینده‌ی امام در شواری عالی دفاع است؛ مجاهد خستگی‌ناپذیری که در تابستان تلخ سال ۶۰، به‌طور معجزه‌آسایی از سوء‌قصدِ منافقین جان سالم به در برده و حالا برای انقلاب حکم «شهید زنده» را پیدا کرده‌ است.

2

سید علی آقای خامنه‌ای در همان روزها در مصاحبه‌ای می‌گویند:

«وقتی از حادثه‌ی ترورها در ماه پیش جان سالم به در بردم، احساس کردم که خدای بزرگ مرا برای انجام رسالت‌های سنگین خود حفظ کرده است. همان‌وقت آرزو کردم که بتوانم باقیمانده‌ی این عمر بازیافته را در میدان‌های دشوار و سخت خرج کنم. وقتی مسئله‌ی ریاست جمهوری پیش آمد، این را هم یکی از همان میدان‌ها یافتم و آماده شدم که در این میدان وارد بشوم.»۴/۷/۱۳۶۰

3

مردم چهره‌ی این مرد را، بیشتر از هر جای دیگری، در جبهه‌های جنگ و نماز جمعه دیده‌اند.

4


[شنبه 21 اردیبهشت 1392 ]  [5:39 PM]  [قاسمعلی جمالی]

حجاب برتر که شما اشاره کردید ، که مراد همین چادر ایرانى خود ماست ، حقیقتا حجاب برتر است؛ هیچ تردیدى در این نباید داشت. البته من هیچ وقت نگفتم که چادر را در جایى اجبارى کنند؛ اما همیشه گفته‌ام که چادر یک حجاب ایرانى است و زن ایرانى این را انتخاب کرده و خوب حجابى هم هست و مى‌تواند کاملا حفاظ و حجاب داشته باشد. به‌هرحال اگر حجاب را حفظ کنند، باز هم خلاف شرعى انجام نداده‌اند؛ منتها چیز بهترى را از دست داده‌اند.

به گزارش فرهنگ نیوز، احمد کارآمد در وبلاگ انعکاس نوشت: داشتم تو نرم افزار صحبت‌های رهبری گشت می‌زدم که نگاهم افتاد به این سخنان زیبا گفتم حیفه باز نشر نشود. دوستان بعد از مطالعه این صحبت‌ها حتما کلیپ زیر را هم مشاهده نمایید. 

حجاب بر‌تر که شما اشاره کردید – که مراد همین چادر ایرانى خود ماست – حقیقتا حجاب بر‌تر است؛ هیچ تردیدى در این نباید داشت. البته من هیچ وقت نگفتم که چادر را در جایى اجبارى کنند؛ اما همیشه گفته‌ام که چادر یک حجاب ایرانى است و زن ایرانى این را انتخاب کرده و خوب حجابى هم هست و مى‌تواند کاملا حفاظ و حجاب داشته باشد. به‌هرحال اگر حجاب را حفظ کنند، باز هم خلاف شرعى انجام نداده‌اند؛ منتها چیز بهترى را از دست داده‌اند. 
 
اما این‌که شما مى‌گویید «ما چگونه برخورد کنیم؟» ببینید؛ شما با تبلیغات کار کنید. یعنى‌‌ همان حربه‌اى را که افراد مورد نظر شما براى سست کردن اعتقاد به حجاب به کار مى‌برند، شما هم به کار ببرید. یعنى شما درباره‌ى حجاب بنشینید واقعا تحقیق کنید، فکر کنید، از لحاظ دینى هم مثلا درباره‌اش بحث کنید، یا از بحثهایى که شده استفاده کنید. از لحاظ اجتماعى هم روى همین مسأله‌ى کیفیت حجاب تکیه کنید؛ به ترویج دیدگاه خودتان بپردازید؛ آن چیزى که به نظرتان درست است، آن را بگویید؛ این دغدغه را هم که این‌ها مى‌آیند تمایل به حجاب را در دل مردم از بین مى‌برند، نداشته باشید؛ حجاب از بین نمى‌رود. البته اگر قدرتى مثل قدرت رضاخانى بالاى سرش باشد، یا آن طور که شنیدم در بعضى از کشور‌ها مثل تونس کسى حق ندارد در خیابان با حجاب باشد و اصلا حقوق بشر هم در این‌جا دیگر مطرح نیست که چرا مردم را مجبور کردید بى‌حجاب باشند – کسانى که مسؤول این چیز‌ها هستند، همین‌طور تماشا مى‌کنند و حرفى هم نمى‌زنند! – بالاخره‌‌ همان کشف حجاب دوران رضاخانى پیش مى‌آید؛ اما به مجرد آن‌که این زور برداشته شود، مردم به سمت حجاب برمى‌گردند. 
 
حجاب، ارزشى است منطبق با طبیعت انسان. برهنگى و حرکت به سمت اختلاط هرچه بیشتر دو جنس با یکدیگر و افشاء شدن این‌ها در مقابل یکدیگر، یک حرکت خلاف طبیعى و خلاف خواست انسانى است. شرع مقدس اسلام هم براى این حدودى را معین و مشخص کرده و کسانى که معتقد و مؤمن هستند، نمى‌شود که این‌طورى با حجاب برخورد کنند. البته ممکن است کسانى بى‌خبر و بى‌اطلاع باشند؛ بایستى این‌ها را با حجاب آشنا کرد. من در همین سالهاى اول انقلاب به‌وضوح دریافتم که بعضى از زنانى که محجب هستند و خیلى قدر حجاب را نمى‌دانند، این‌ها اصلا از حکم حجاب و فلسفه‌ى حجاب و فواید حجاب اطلاعى ندارند؛ یعنى با این‌ها کمتر صحبت شده است. البته بعضی‌ها چیزهایى نوشتند؛ سفارش کردیم، کارهایى کردند. الان هم به نظر من همین‌طور است؛
 
صحبت های رهبر انقلاب در رابطه با حجاب - نظر رهبری در مورد بد حجابی - راه حل امام خامنه ای برای بد حجابی - راه حل رهبر انقلاب برای مقابله با بد حجابی - امام خامنه ای - آیت الله خامنه ای - بد حجاب - بی حجاب - زنان بد حجاب - زنان بی حجاب - راه حل معضل حجاب - منطق حجاب - عملکرد مسئولین - تبلیغ حجاب - رهبر انقلاب - روزنامه ها - ستاره سینما - سردبیران نشریات دانشجویى - فلسفه حجاب - hejab- hijab- hijab pooster- ابر اسلیمی- بک گراند حجاب- تصویر با موضوع حجاب- تصویر حجاب-تصویر زمینه حجاب- حجاب- خانم- خانم محجبه- دختر محجبه- زن محجبه- محجبه- والپیپر حجاب- پرنده- پوستر- پوستر حجاب- پوستر مذهبی- پوستر مفهومی- پوشیه- چادر- چادر زیبا- فیلم بد حجابی - کلیپ بد حجابی - دختر چادری - دختر بی حجاب -
 
 

در محیط دانشگاه خودتان، در نشریات خودتان، با نشریات زن – که الان در ایران چند نشریه‌ى مربوط به زنان وجود دارد – با دیگر نشریات رایج صحبت کنید، چیزهایى بنویسید، پخش کنید، در جامعه فکر را بپراکنید؛ منتها با استدلال، با منطق. بهترین راه تأمین حجاب هم همین است که با منطق برخورد شود. البته اگر چیزى جزو مقررات شد و کسى برخلاف آن مقررات رفتار کرد، ممکن است قوانینى وجود داشته باشد که دولت برخورد کند؛ که لابد هم مى‌کند. درعین‌حال آن چیزى که در اساس لازم است و مهم‌تر از همه است، این است که شما ذهن این دختر جوان، یا این زن جوان را – که عمده هم خانمهاى جوان هستند – با اهمیت حجاب آشنا کنید؛ یعنى به او تفهیم کنید که حجاب از لحاظ شرعى و از لحاظ منطقى این است. در ذهن او، استدلال صحیح را در مورد رعایت حجاب راسخ کنید. امیدواریم که ان‌شاءالله روزبه‌روز بهتر شود. البته یکى از عواملى هم که در این زمینه تأثیرات منفى دارد، برخى از این فیلمهایى است که بعضى از زندگیهاى غربى را در دسترس همه مى‌گذارد. این‌ها در سست کردن ذهنیت مردم نسبت به مسأله‌ى حجاب بى‌تأثیر نیست. البته نسبت به پخش این فیلم‌ها هم باید تذکراتى داده شود. بیانات رهبر معظم انقلاب در جلسه‌ى پرسش و پاسخ با مدیران مسؤول و سردبیران نشریات دانشجویى ۱۳۷۷/۱۲/۰۴

agha_hejab.mp۴ | دانلود فیلم
 
براستی چقدر مسئولین دولت در تبلیغ حجاب تلاش کرده‌اند. چقدر صدا و سیمای ما در تبلیغ چادر که حجاب بر‌تر است برنامه ساخته، آنجایی هم که تلاش‌هایی شده نهایتا یک زندانی را چادری نشان داده یا پیر زن‌های فیلم‌ها که معمولا دارایی گرفتاری‌های فراوان هستند و غمگینند و در بلد‌ترین شرایط ستاره و نقش اصلی فیلم را یک خانم چادری قرار داده‌اند که این خانم کلا عیبی ندارند و و انسان کامل هستند و بعد از تمام شدن فیلم و ستاره شدن آن خانم محترم، عکس بدون حجاب یا بهتر بگم کم حجاب یا بد حجابش روی صفحه اول مجله‌ها و روز نامه‌ها چاپ می‌شود و در پایان فیلم برای تقدیر از دست اندکاران فیلم مراسمی گرفته می‌شود و‌‌ همان دختر چادری فیلم با حجابی زننده از دست رئیس صدا و سیما جایزه‌اش را دریافت می‌کند. تا به هفته نکشیده کل تاثیرات این فیلم بی‌اثر شود. 
 
از مسئولین بگذریم ما به قول معروف اهالی رسانه ولایت مدار چقدر در تبلیغ حجاب به روش مناسب و اسلامی عمل کرده‌ایم. چقدر تبلیغ کردن ما دختران چادری را با منطق حجاب آشنا کرده و چقدر تبلیغات ما دختران ما را از دین زده کرده است؟ کاش امثال من که این همه داعیه ولایت مداری داریم کمی به سخنان آقا عمل می‌کردیم به جای اینکه مدام نقل کنیم. 
 
بد نیست اول یک سوزن به خودمان بزنیم بعد یک جوالدوز به دیگران!
 
فرهنگ نیوز

 


[شنبه 21 اردیبهشت 1392 ]  [5:38 PM]  [قاسمعلی جمالی]

باشگاه خبرنگاران: تصویری در شبکه خبری الغوطه الشرقیه که وابسته به معارضین سوری است منتشر شد که منتشر کنندگان آن مدعی شدند تصویر پیکر مبارک "حجر بن عدی” می باشد.

پس از انتشار خبر حمله سلفی ها و وهابیون افراطی به مرقد مطهر "حجر بن عدی” و ربودن پیکر مطهر یاور امیرالمومنین (ع) ،  تصویری در شبکه خبری الغوطه الشرقیه که وابسته به معارضین سوری است منتشر گردید که ادعا شده است این تصویر متعلق به پیکر مبارک "حجر بن عدی” ، از صحابه رسول خدا(ص) و امیرالمومنین(ع) می باشد.




منبع : عمادنیوز


[سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 ]  [1:27 PM]  [قاسمعلی جمالی]

فارس: چند روز قبل، وهابیت کوردل مرقد مطهر «حُجر بن عدی» را تخریب کرده و قبر آن صحابی جلیل‌القدر را نبش کردند و پیکر او را بیرون کشیده و با خود به سرقت بردند.

این اقدام زشت و شنیع، صرف نظر از مسائل ناراحت‌ کننده آن موجب شد بار دیگر نام و یاد حجر بن عدی بر سر زبان‌ها بیفتد و حتی کسانی که این صحابی معروف پیامبر (ص) و امام علی (ع) را نمی‌شناختند، وی را بشناسند. (عدو شود سبب خیر، گر خدا خواهد)

در این گزارش کوتاه، به شخصیت حجر بن عدی از چند منظر نگاه شده است.

وصیت حجر بن عدی چه بود؟

در کتاب کنز العمّال (از کتاب‏هاى معروف اهل سنّت) آمده است که حُجر به هنگام شهادت چنین وصیّت کرد:

«لَا تُطْلِقُوا عَنِّی حَدِیداً وَ لَاتَغْسِلُوا عَنِّی دَمَاً وَ ادْفِنُونِی فِی ثِیابِی، فَإِنِّی لاقٍ مُعاوِیَةَ بِالْجادَّةِ وَ إِنِّی مُخاصِمٌ؛ غل و زنجیر را از دست و پایم باز نکنید و خونم را نشویید و مرا در پیراهنم دفن کنید! چرا که مى‏‌خواهم به این صورت معاویه را در قیامت براى دادخواهى در پیشگاه خدا دیدار کنم». (کنزل العمال ج 11 ص 353 حدیث 31724؛ همچنین اسدالغابه ج1 ص 386)

نظر امام حسین (ع) درباره حجر بن عدی

امام حسین علیه‌السلام در نامه‌‏اى به معاویه به شهادت حُجر و یارانش اشاره مى‏‌کند و مى‏‌فرماید:«أَلَسْتَ قَاتِلَ حُجْرٍ، وَ أَصْحابَهُ الْعابِدِینَ الُمخْبِتِینَ، الَّذِینَ کَانُوا یَسْتَفْظِعُونَ الْبِدَعَ، وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ، فَقَتَلْتَهُمْ ظُلْماً وَ عُدْواناً، مِنْ بَعْدِ ما أَعْطَیْتَهُمُ الْمَواثِیقَ الْغَلِیظَةَ، وَ الْعُهُودِ الْمُؤَکَّدَةَ، جُرْأَةً عَلَى اللَّهِ وَاسْتِخْفَافاً بِعَهْدِهِ؛ (اى معاویه!) آیا تو همان نیستى که حجر و یارانش را که عابد و در برابر خدا متواضع بودند، به قتل رساندى؟ آنان که از بدعت‏‌ها بیزار بودند؛ امر به معروف و نهى از منکر مى‌‏کردند؛ ولى تو آنان را از روى ستم و عداوت- پس از پیمان‏‌هاى محکم (در عدم تعرّض به آنان)- کشتى و این عمل را از روى‏ نافرمانى در برابر خداوند و سبک شمردن پیمان او انجام دادى». (الامامة و السیاسة ج1 ص 203 ؛ بحارالانوار ج 44 ص 213 )

نظر عایشه درباره شهادت حجر بن عدی

عایشه نیز در ملاقاتى با معاویه به وى گفت: چرا حُجر و یارانش را کشتى؟ معاویه پاسخ داد: مصلحت امّت را در آن دیدم! عایشه گفت: از رسول خدا شنیدم که درباره آنان مى‌‏فرمود: «سَیُقْتَلُ بِعَذْراءَ نَاسٌ، یَغْضِبُ اللَّهُ لَهُمْ وَ أَهْلُ السَّماءِ؛ به زودى در منطقه «عذراء»، مردمانى کشته مى‌‏شوند که خداوند و آسمانیان به خاطر آنان خشمگین مى‏‌شوند». (مختصر تاریخ دمشق ج6 ص 241 ؛ الاصابه ج 1 ص 315)

نظر حسن بصری درباره شهادت حجر بن عدی

از «حسن بصرى» نقل شده است که مى‌‏گفت: معاویه چهار عمل زشت انجام داد که هر یک از آنها به تنهایى جرم و جنایت بزرگى محسوب مى‏‌شود و براى تبهکارى معاویه کافى است ... یکى از آن چهار مورد، کشتن حُجر بن عدى بود. سپس دو بار گفت: «وَیْلًا لَهُ مِنْ حُجْرٍ وَ أَصْحابِ حُجْرٍ؛ واى بر وى (معاویه) از ماجراى حُجر و یاران حُجر!». (تاریخ طبری ج4 ص 208 و کامل لبن اثیر ج 3 ص 487)

نظر معاویه درباره شهادت حجر بن عدی

ماجراى شهادت حجر به قدرى مظلومانه بود که خود معاویه نیز- به ظاهر- از پى ‏آمد اخروى آن وحشت داشت!

در کامل ابن اثیر به نقل از ابن سیرین آمده است که معاویه به هنگام مرگ مى‏گفت: «یَوْمِی مِنْکَ یا حُجْرُ طَوِیلٌ؛ اى حُجر! روزى طولانى (براى محاکمه نزد خدا) با تو خواهم داشت». (کامل ابن اثیر ج 3 ص 487)

 


[سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 ]  [1:27 PM]  [قاسمعلی جمالی]

گروههای تروریستی با یورش به مرقد مطهر "حجر بن عدی" صحابه پیامبر اسلام اقدام به نبش قبر وی کردند.

 

تلویزیون رسمی سوریه اعلام کرد: گروههای تروریستی در استان الرقه با یورش به مرقد مطهر "حجر بن عدی" صحابه گرامی پیامبر اسلام اقدام به نبش قبر وی کرده اند.

بنابراین گزارش، گروههای تروریستی پیکر این صحابه پیامبر را از درون قبر بیرون کشیده و مکانی نامعلوم منتقل کرده اند.

از سوی دیگر، شبکه اسکای نیوز عربی اعلام کرد: درگیری میان دو گروه مسلح برای سیطره بر یکی از ورودیهای استان الرقه باعث کشته شدن یک افسر ترک و سه عنصر مسلح دیگر شد.

این شبکه همچنین از بسته شدن آزادراه طرطوس به لاذقیه در پی درگیری شدید گروههای مسلح با ارتش سوریه خبر داد.

 

 

 

واکنش‌ها به نبش قبر صحابی گرانقدر پیامبر اکرم(ص) در سوریه

  به گزارش راسخون به نقل از شبکه المنار، حزب الله لبنان با صدور بیانیه ای به نبش قبرحجر بن عدی صحابی جلیل پیامبر گرامی اسلام(ص) در منطقه عدرا در نزدیکی دمشق واکنش نشان داد.

در این بیانیه آمده است: حزب الله از اخباری که درباره اقدام گروههای مسلح در نبش قبر حجر بن عدی الکندی وجود دارد متالم شده است.

حزب الله لبنان بیان کرد: آنچه که ما از آن می ترسیدیم و انتظارش را داشتیم و سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله دو روز پیش درباره آن هشدار داده بود یعنی تجاوز به مقدسات دینی، رخ داده است.

 در این بیانیه آمده است: این صحابی مقام بسیار والایی دارد و نبش قبر ایشان نشانه تفکر تروریستی جنایتکارانه گروههای مسلحی است که ارزشی برای مقدسات اسلامی یا مسیحی قائل نیستند.

حزب الله لبنان بیان کرد: این جنایت سئوال بزرگی را به وجود می آورد که مخالفان سوری و تعهدات آنها درباره دفاع از این مقدسات و مراکز دینی کجاست؟ حزب الله ضمن ابراز نگرانی درباره ادامه تعرض به مقدسات و اماکن دینی و مذهبی از همه افراد مسئولیت پذیر خواست که به مسئولیت خود در این باره عمل کنند تا شریک جنایات تروریستها نشوند.

از سوی دیگر وزارت اوقاف سوریه با صدور بیانیه ای هتک حرمت و نبش قبر این صحابی گرانقدر را محکوم و بیان کرد: تخریب ضریح این صحابی گرانقدر تجاوز آشکار به حرمت همه مسلمانان است.

نوری المالکی نخست وزیر عراق نیز ضمن محکوم کردن اقدام تروریستها در نبش قبر صحابی گرانقدر پیامبر گرامی اسلامی(ص) آن را در راستای از بین بردن وحدت مسلمانان دانست.

خضیر الخزاعی معاون رئیس جمهوری عراق نیز گفت: پس از اخبار منتشر شده درباره نبش قبر حجر بن عدی و انتقال پیکر مطهرش به مکانی نامعلوم، تروریستها در سوریه با نبش قبر حجر بن عدی چهره واقعی خود را نشان دادند.

 

شخصیت حجربن عدی

در میان یاران حضرت على (علیه السلام) نمونه بود. او در مدت خلافت امیر مؤمنان (علیه السلام) در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل در رکاب آنحضرت شمشیر مى زد او پیش از شروع جنگ صفین، روزى پشتیبانى خود را از امیر مؤمنان (علیه السلام) چنین اعلام کرد "ما زاده جنگ و فرزندان شمشیریم مى دانیم جنگ را از کجا باید شروع کرد و چگونه از آن بهره بردارى نمود، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده زود شناخیتم ما داراى یاران نیک، خویشاوندان و عشیره فراوان، رأى آزموده و نیروى پسندیده اى هستیم اینک اختیار ما در دست توست، اگر به شرق یا غرب جهان بروى، در رکاب تو هستیم و هر چه دستور بدهى اطاعت مى کنیم. امیر مؤمنان (علیه السلام) از این وفادارى خوشحال شد و درباره او دعا کرد. یکى از افتخارات وى مقابله با ضحاک یکى از فرماندهان نامدار شام بود که در این نبرد پیروز شد.

حجر در جنگ صفین از طرف امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی میسره‌ی لشگر امام را بر عهده داشت.

بعد از شهادت حضرت على (علیه السلام) و جریان صلح تحمیلى بر امام حسن (علیه السلام) حاکمان شهرها به دستور معاویه شروع به شکنجه و آزار شیعیان حضرت على (علیه السلام) کردند یکى زا این حاکمان مغیره بود که چون از محبوبیت عمومى و شایستگى و فضیلت حجر آگاه بود ناگزیر به آن اعتراف مى کرد و مى گفت نمى خواهم بهترین مردان شهر را بکشم تا آنان را در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهکار! او اضافه کرد با قتل حجر و یاران او معاویه در دنیا به عزت و آقائى مى رسد ولى مغیره روز قیامت ذلیل و مغذب مى گردد.

پس از شهادت امام مجتبی علیه السلام و رفت و آمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین علیه السلام دست‌نشاندگان معاویه به دستور او سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان، به‌خصوص شیعیان کوفه می‌کردند و بعضی از چهره های سرشناس شیعه را به بهانه های پوچ و بی اساس به قتل می‌رساندند. یکی از آنان حجربن عدی کندی بود.

 

دروس حوزه علمیه نجف اشرف تعطیل شد


مراجع تقلید نجف اشرف در اعتراض به نبش قبر حجر بن عدی از صحابه امیرمومنان علی(ع)، دروس فردا حوزه علمیه این شهر را تعطیل کردند.

یکی از مسؤولان حوزه علمیه نجف اشرف اعلام کرد که حوزه نجف در اعتراض به گستاخی تروریست‎های سوری به صحابه امام علی(ع) و نبش قبر حجر بن عدی، دروس فردای حوزه را تعطیل اعلام کردند.

 

جبهه النصره مسئولیت نبش قبر مزار «حجر بن عدی» را برعهده گرفت

به گزارش راسخون به نقل از فارس، گروه تروریستی النصره وابسته به سازمان القاعده با صدور بیانیه‌ای در فیس بوک مسئولیت حمله به آرامگاه «حجر بن عدی» را برعهده گرفت.

تروریست ها در این بیانیه مدعی شدند که پیکر حجر بن عدی را جای دیگر بر اساس اصول شرعی خاک کرده‌اند چراکه پیش از این، ایشان بر خلاف اصول شریعت دفن شده بود.

روز گذشته تروریست‌ها، قبر «حجر بن عدی» صحابی حضرت علی علیه السلام را نبش کرده و پیکر وی را که هنوز سالم مانده را ربودند.

حجر بن عدی در سال 51 به همراه پسرش و تعدادی دیگر از صحابه توسط معاویه بن ابی سفیان به شهادت رسید.وی از یاران امام علی(ع) و فرمانده سپاه ایشان در جنگ نهروان علیه خوارج بود.

 

عامل نبش قبر حجر بن عدی شناسایی شد

گروهگ تروریستی جبهه النصره مسئولیت نبش قبر حجر بن عدی را بر عهده گرفت.
 

 

تصاویر/مزار "حجر بن عدی" پیش از تخریب


[دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ]  [11:06 AM]  [قاسمعلی جمالی]

تاریخچه جام حذفی فوتبال ایران + اینفوگرافی

با نزدیک شدن به زمان برگزاری فینال جام حذفی، به بررسی قهرمانان و نایب قهرمانان این رقابت ها در فوتبال کشورمان می‌پردازیم.

به گزارش راسخون به نقل از باشگاه خبرنگاران، رقابت های جام حذفی فوتبال کشورمان در سال 91-92 برگزار شد و فینال این جام نیز فردا 15 اردیبهشت ماه بین 2 تیم پرسپولیس و سپاهان که موفق به از سر راه برداشتن رقبای خود شدند، برگزار می شود. پرسپولیس که فصل گذشته در لیگ برتر بازیهای مطلوبی ارائه نمی داد و این فصل نیز تا نیم فصل نخست در رده های پایینی جدول رده بندی قرار داشت تمام تلاش خود را به کار گرفت تا به فینال جام حذفی برسد تا در صورت غلبه بر سپاهان صاحب یک جام شود. اما از سوی دیگر تیم سپاهان نیز با انگیزه های فراوانی برای شکست سرخ پوشان پایتخت در زمین صف آرایی می کنند.

لازم به ذکر است تیم سپاهان برای رسیدن به فینال در مرحله نیمه نهایی استقلال را که صدرنشین لیگ برتر است شکست داد و مانعی شد برای رسیدن آبی پوشان به فینال. این درحالیست که استقلال در لیگ تنها با یک اختلاف امتیاز بالاتر از سپاهان ایستاده و شاید همین یک امتیاز سپاهان را در کسب عنوان قهرمانی ناکام سازد.

15 اردیبهشت سرنوشت جام حذفی و لیگ برتر مشخص می شود و قهرمان هر یک از این جامها جشن قهرمانی می گیرد. به این بهانه نگاهی می اندازیم به عملکرد تیم ها در رقابت های جام حذفی از ابتدا تاکنون و تیم هایی را که بیشترین عنوان قهرمانی را کسب کرده اند معرفی میکنیم.

رقابت های جام حذفی به گونه ای است که گاهی تیم هایی که قابل قیاس با قدرت های فوتبال ایران نبوده اند موفق شده اند با کنار زدن رقبای نامی خود به فینال برسند و عنوان قهرمانی یا جایگاه دومی را از آن خود کنند و یکی از جذابیت های جام حذفی نیز همین درخشش تیم های گمنام است.

جام حذفی سال 55-54 در فینال پذیرایی 2 تیم ملوان و تراکتورسازی بود که ملوان انزلی با به ثمر رساندن 4 گل رقیب تبریزی خود را شکست داد اما تراکتورسازی در این مسابقه تنها یک بار موفق به گشودن دروازه ملوان شد تا این تیم که تاکنون در جام حذفی عنوانهای بسیاری را به خود اختصاص داده قهرمان شود اما در سال بعد استقلال و هما به فینال این رقابت ها رسیدند که آبی پوشان 2 گل به ثمر رساندند و قهرمانی را از آن خود کردند.

لازم به ذکر است استقلال با کسب عنوان قهرمانی در این سری از رقابت های فوتبال کشورمان پر افتخارترین تیم محسوب می شود.

 

از سال 1356 تا 65 وقفه زیادی در برگزاری جام حذفی ایجاد شد و این رقابت ها برگزار نشد.

 

اما در سال 65-66 با برپایی مسابقات پس از چند سال تاخیر باز هم تیم ملوان که رده سوم پرافتخارترین باشگاه در کسب قهرمانی جام حذفی را به خود اختصاص داده به فینال رسید و مقابل خیبر خرم آباد صف آرایی کرد، این تیم با به ثمر رساندن 2 گل عنوان قهرمانی این سال را از آن خود کرد.

پرسپولیس نیز دیگر تیم پایتخت نشین در سال 66-67 در فینال مسابقات رقیب ملوان شد اما این بار ملوان با دریافت یک گل جام قهرمانی را به سرخ پوشان واگذار کرد.

 

اما سال سال 67-68 شاهین اهواز و ملوان به فینال جام حذفی رسیدند و باز هم ملوان ناکام ماند و این تیم شاهین اهواز بود که جام قهرمانی را بالای سر گرفت.

 

در سال 68-69 نیز رقابت های جام حذفی برگزار نشد.

اما با برگزاری این رقابت ها در سال 69-70 ملوان که اکثر مواقع یک سوی فینال بوده مقابل استقلال قرار گرفت و با نتیجه 5-6 این تیم را مغلوب کرده و به قهرمانی رسید.

دور بعد نیز ملوان به فینال سال 70-71 راه یافت و مقابل دیگر تیم پایتخت نشین قرار گرفت اما این بار پرسپولیس بود که پیروز شد و با نتیجه 1-2 قهرمان جام حذفی شد.

 

در سال 71-72 نیز این رقابت ها برگزار نشد تا در سال پس از آن تیم سایپا و جنبو اهواز با وجود تیم های نامی ایران پا به فینال جام حذفی بگذارند و در ادامه نیز سایپا تونست قهرمانی را از آن خود کند.

در سال 73-74 نیز تیم های بهمن و تراکتورسازی در فینال حضور یافتند و تراکتور که تنها یک بار در سال 54-55 به فینال رسیده بود و عنوان نایب قهرمانی را کسب کرده بود بار دیگر در این سال نیز مغلوب تیم بهمن شد و باز هم به نایب قهرمانی رسید.

 

در سال 74-75 نیز استقلال و برق شیراز راهی فینال شدند و آبی پوشان با نتیجه 1-5 برق را در هم کوبیدند و قهرمانی را بدست آوردند.

در سال 75-76 برق شیراز که در سال گذشته نایب قهرمان شد و انتقام گرفت به فینال رسید و با غلبه بر تیم بهمن و با نتیجه 3 بر صفر جام را بالای سر گرفت.

با برگزار نشدن جام حذفی سال 76-77 در سال پس از آن مهیج ترین فینال این مساباقت بر پا شد که سرخابی های پایتخت مقابل یکدیگر قرار گرفتند تا یکی از این 2 رقیب قدیمی قهرمانی را از آن خود کند. در این دیدار پرسپولیس با غلبه بر استقلال با نتیجه 1-2 قهرمان این دوره از جام حذفی شد.

در سال 78-79 استقلال که در دوره قبل به نایب قهرمانی رسیده بود با شکست تیم بهمن که به فینال راه یافته بود جام قهرمانی را بالای سر برد.

سال 79-80 فینال جام حذفی با حضور 2 تیم فجر سپاسی و ذوب آهن برگزار شد که این بازی با نتیجه 1-3 و با پیروزی تیم فجر سپاسی به پایان رسید.

در سال 80-81 نیز استقلال مقابل قهرمان دوره قبل یعنی فجر سپاسی قرار گرفت و با نتیجه 3-4 پیروز شد.

اما در سال 81-82 بار دیگر 2 تیم فجر سپاسی و ذوب آهن به فینال رسیدند و اما این بار ذوب آهن به انتقام 2 سال پیش با نتیجه 6-5 در ضربات پنالتی به قهرمانی رسید.

فینال رقابت های جام حذفی سال 82-83 بین 2 تیم مدعی فوتبال ایران یعنی استقلال و سپاهان برگزار شد و تیم اصفهانی در این بازی با نتیجه 2-5 بر آبی پوشان غلبه کرد و قهرمان شد.

فینال دور بعدی جام حذفی سال 83-84 با حضور تیم های ابومسلم و صبا شکل گرفت و صبا در ضربات پنالتی با نتیجه 2-4 ابومسلم را شکست داد.

در سال 84-85 سپاهان این بار مقابل دیگر تیم تهرانی قرار گرفت. بازی پرسپولیس و سپاهان به ضربات پنالتی کشیده شد و این بار تیم اصفهانی حریف تهرانی خود را شکست داد و قهرمان شد.

سال 85-86 نیز سپاهان برای دومین بار پیاپی طعم قهرمانی را چشید و با شکست تیم صبا این عنوان را از آن خود کرد.

اما فینال سال 86-87 جام حذفی با جشن قهرمانی استقلال همراه بود.

استقلال با نتیجه 1-3 تیم پگاه را مغلوب کرد و جام را بالای سر برد.

در دور بعد جام حذفی سال 87-88 تیم های ذوب آهن و راه آهن در فینال حضور داشتند که نماینده اصفهان با نتیجه 2-5 راه آهن را شکست داد و عنوان قهرمانی را مال خود کرد.

جام حذفی سال 88-89 با قهرمانی پرسپولیس همراه بود و تیم گسترش فولاد نیز نایب قهرمان شد. قهرمانی سرخ پوشان در این دوره پایه های قهرمانی این تیم را در سال 89-90 نیز چید و پرسپولیس در این سال نیز با شکست ملوان عنوان قهرمانی را از آن خود کرد.

اما آخرین دور جام حذفی بین استقلال و شاهین بوشهر برگزار شد و با رسیدن بازی به ضربات پنالتی، استقلال قهرمان شد.

 

اما امسال استقلال که مدافع عنوان قهرمانی بود توسط سپاهان از گردونه رقابت ها حذف شد.


برای دانلود اینفوگراف اینجا کلیک کنید


[دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ]  [11:03 AM]  [قاسمعلی جمالی]

- شنیده بودیم:

محمدرضا سرشار سال 89در سایت شخصی خود؛ خاطره‌ای از دیدار رضا میرکریمی- نویسنده و کارگردان سینما - با رهبر انقلاب را نقل کرده است:

" حدود دو سال پیش، در سفری به مشهد، با آقای رضا میرکریمی - نویسنده و کارگردان سینما - همراه شدیم. در راه، صحبت از ساده زیستی رهبر انقلاب - حضرت آیت‌الله خامنه‌ای - شد. آقای میرکریمی خاطره‌ای از رهبر معظم انقلاب تعریف کرد که بسیار جالب و روشنگر بود. به نظرم رسید بیان آن، برای دیگران نیز بتواند روشنگر برخی مطالب باشد.

 

آقای رضا میرکریمی می‌گفت(نقل به مضمون):

"هر وقت در جریان کار و زندگی زیاد به من فشار [روانی ] وارد می‌آید، در هر مرحله‌ای که باشم، همه چیز را رها می‌کنم و - گاهی از همان سر کار - تلفنی به خانه می‌زنم و یک راست به فرودگاه می‌روم. همان جا بلیطی تهیه می‌کنم و عازم مشهد می‌شوم. آنجا زیارتی[و درد دلی] با امام رضا (ع) می‌کنم و آرام می‌شوم، و برمی‌گردم.

یک بار - در یکی از همین سفرها - توی هواپیما نشسته بودم و در خودم بودم که دیدم در قسمت جلو هواپیما انگار وضعیت متفاوتی است. به این معنی که، کسانی را می‌دیدم که از جاهای مختلف هواپیما، یکی یکی به قسمت جلو می‌رفتند. آنجا کنار یکی از صندلی‌ها می‌نشستند. با شخصی که روی آن صندلی نشسته بود چیزهایی می‌گفتند و می‌شنیدند. بعد، خوشحال و راضی، برمی‌گشتند و سر جایشان می‌نشستند.

کنجکاو شدم بدانم قضیه چیست. از یکی از کسانی که از آنجا برمی‌گشت، موضوع را پرسیدم. گفت: کسی که آنجا نشسته، مقام معظم رهبری است.

هم بسیار تعجب کردم و هم خوشحال شدم. به قسمت جلو هواپیما رفتم و از فردی که معلوم بود محافظ است پرسیدم: می‌شود رفت، با آقا صحبت کرد؟

گفت: بله. قدری صبر کن تا کسی که پهلوی آقاست، صحبتش تمام شود.

از فرصت استفاده کردم و پرسیدم: چرا آقا با پرواز عمومی به مشهد می‌روند؟!

گفت: آقا فقط سفرهای رسمی دولتی را با پرواز اختصاصی می‌روند. سفرهای شخصی [که عمدتا هم سفر زیارتی به مشهد است ] را مثل همه مردم، با پروازهای عمومی می‌روند.

پرسیدم: یعنی می‌روند برایشان بلیط هم می‌خرید؟!

گفت: بله. مثل همه مسافرهای معمولی، برایشان بلیط می‌خرند. بدون اطلاع یا تشریفات خاص، می‌آیند سوار هواپیما می‌شوند و راهی می شوند. تازه توی هواپیماست که خدمه پرواز و مسافران، متوجه حضور ایشان می‌شوند.

صبر کردم تا صحبت نفر قبلی تمام شد. جلو رفتم. خودم را معرفی کردم و .... "

با خود گفتم: از کسی که عمری را به سادگی و با حداقل امکانات مادی زیسته و اکنون رهبری انقلابی‌ترین نظام‌های سیاسی - و البته مذهبی - جهان را بر عهده دارد، جز این همه ملاحظه و دقت در استفاده از بیت‌المال و قائل شدن مرز و تفاوت بین کار شخصی و کار حکومتی نیز انتظار نمی‌رود. کاش دیگر مسئولان نظام، خاصه آنان که این لباس مقدس را - که در حقیقت لباس رسول اکرم (ص) است - بر تن دارند هم، لااقل نصف ایشان، در رعایت مسائل مالی و امکانات بیت‌المال، خدا را در نظر می‌گرفتند و تقوا می‌ورزیدند."

 

*   *   *

 

- و دیدیم: (به کوری چشم کتمان کنندگان)

مسافرانِ 28 اسفند ماه 1391 پرواز تهران-مشهد شاهد حضور ولی امر مسلمین جهان در هواپیما بودند. جمعیت که به یکباره از این اتفاق متعجب شده بودند، از محافظان خواستند که آقا را ببینند. آقا خودشان به تک تک صندلی ها سر زدند...

فیلم زیر بخشی از لحظه ورود رهبر معظم انقلاب و استقرار در قسمت جلوی هواپیما می باشد که توسط اقوام یکی از دوستان به دستم رسید. داغ داغ است...

 

عکس رهبری در هواپیمای عمومی

 




دریافت
مدت زمان: 14 ثانیه

همین فیلم در آپارات


اللهم احفظ قائدنا امامنا الخامنه ای

پی نوشت:__________________________

- نام هواپیمایی و ساعت پرواز محفوظ می باشد.

- وبژه نامه "ولی امر" را بخوانید(+)

- تشکر از دوست گرامی آقا سید مسعود موسوی که وسیله ای بودند برای انتشار این فیلم...


[دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 ]  [2:49 PM]  [قاسمعلی جمالی]

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و سلم.

انالله و انا الیه راجعون

هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله. اللهم زدنا ایماناً و ارحمنا. اشهد ان لااله الا الله وحده لا شریك له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق و ان الصدیقة الطاهرة فاطمة الزهرا، سیدة نساء العالمین و أن علیاً أمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و الحسن بن علی و الحجة القائم المنتظر صلواة الله و سلامه علیهم ائمتی و سادتی و موالی بهم اتولی و من اعدائهم اتبرء و أن الموت و النشور حق و الساعة آتیة لا ریب فیها و أن الجنة و النار حق.

اللهم أدخلنا جنتك برحمتك و جنّبنا و احفظنا من عذابك بلطفك و احسانك یا لطیفاً بعباده یا أرحم الراحمین.

خداوندا! این تو هستی كه قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایت قرار دادی؛

خدایا! تو خود می دانی كه همواره آماده بوده ام آن چه را كه تو خود به من دادی در راه عشقی كه به راهت دارم نثار كنم. اگر جز این نبودم آن هم خواست تو بود.

پروردگارا رفتن در دست توست، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت ولی می دانم كه از تو باید بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم.

خداوندا ولی امرت حضرت آیت الله خامنه ای را تا ظهور حضرت مهدی(عج)، زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین – من الله التوفیق

علی صیاد شیرازی، 19 دی ماه 1371 – 15 رجب 1413

 

روحش شاد ... راهش پر رهرو باد


[دوشنبه 19 فروردین 1392 ]  [6:06 PM]  [قاسمعلی جمالی]
یکی از برادران «شهید سید مرتضی آوینی» دیربازی است که در آمریکا سکونت دارد. آنچه در ادامه می‌آید، خلاصه یکی از نامه‌های مرتضی به این برادر است.

افسران - نامه آوینی به برادرش در آمریکا...!!!

«برادر!

دلم می‌خواست امروز که ایران، این پسر گم شده، بعد از قرن‌ها می‌رود که به آغوش خانواده‌ خویش بازگردد، در کنارم بودی و با هم زیر لوای اسلام عزیز و در کنار امام خمینی، این فرزند راستین محمد (ص) و این نشانه‌ خدا بر زمین، جهاد می‌کردیم.

گرفتار تاریکی بودیم که امام خمینی از قلب تاریخی که می‌رفت تا فراموش شود، چون محمد (ص) فریاد برآورد که «و اعتصمو بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا» همه به ریسمان خداوند چنگ بزنید و بیاویزید و پراکنده نشوید و ما که هنوز دست و پا می‌زدیم تا به خویشتن خویش بازگردیم، از این سخن تازه شدیم و دریافتیم که آن چه می‌جستیم، یافته‌ایم و به یقین رسیدیم. و حتی من که همواره بویی از محمد در مشام داشتم، در آغاز باور نمی‌کردم که در این ظلمتکده‌ زمین بتوان نقبی به سوی نور زد که ابعاد آنچه روی داد، آن همه گسترده بود که زمین را در بر می‌گرفت و خدا این تردید را که جز لمحه‌ای به طول نینجامید بر من ببخشاید و برق یقین بی‌هیچ واسطه‌ای بر دلم نشست، همان‌گونه که بر کوه سینا و ایمان آوردم.

و برادر! زمان گم شد و مکان و کویر بود و آنکه دعوت به حق می‌کرد محمد (ص) بود و خدا را شکر که گوش ایمان من به آوای الله آشنا بود و نمی‌دانی که چه خوش بود. با همان عشقی که اباذر با محمد (ص) بیعت کرد، ما به امام خمینی پیوستیم. و برادر، او را ندیده‌ای: دست خداست بر زمین؛ آن همه به صفات خداوندی آراسته است که هنگامی که دست محبتش را بر سر شیفتگان بالا می‌آورد، سایه‌اش زمین و آسمان را می‌پوشاند و آن زمان که از حکمت و عرفان سخن می‌گوید، می‌بینی که او خود نفس حقیقت است. من بوی خوشش را از نزدیک شنیده‌ام و صورتش را دیده‌ام که قهر موسی را دارد و لطف عیسی را و آرامش سنگین محمد (ص) را.

برادر!

ایران، مادر تمدن نوینی است که معیارها و مقیاس‌هایی دیگر دارد و حکمت و فلسفه‌ای دیگر و هنری دیگر و ... ادبیاتی دیگر. من هرگز نمی‌توانم وسعت مکتبی و فرهنگی این انقلاب را در این نامه تصور کنم،‌ اما برایت باز هم خواهم نوشت، هر چند که وقتم بسیار تنگ است.

مادر به تو گفت (در پشت تلفن) که من کار پیدا کرده‌ام. این چنین نیست؛ من زندگی یافته‌ام. عشق خمینی بزرگ و عظمت فرهنگی آنچه می‌گوید، مرا آن چنان شیفته‌ خود ساخته است که نمی‌توانم جز به حکمتی که در حال تدوین آن هستیم، بیندیشم و جز به فرهنگی که در حال احیای آن هستیم بیندیشم و جز به فرهنگی که در حال احیای آن هستیم ... و این فرهنگ آن همه با آن فرهنگ کهنه و منحط غرب متفاوت است و آن همه از آن فاصله دارد که نمی‌توان گفت.

کارم در راه خداست (فی سبیل الله) و برای آن پولی دریافت نمی‌کنم. تنها سهمی اندک از بیت‌المال می‌برم که خورد و خوراک را بس باشد و بس. جهادی را که آغاز کرده‌ایم، امام خمینی «جهاد سازندگی» نام نهاده است. شمشیرمان قلم است و بیل و کلنگ، و در راه سازندگی ایرانی آزاد گام نهاده‌ایم؛ ایرانی که منشاء حرکت نوین تاریخ و خاستگاه فرهنگ نوینی است که دنیای تاریک را سراسر در بر خواهد گرفت.

والسلام برادرت مرتضی (1358)»


[دوشنبه 19 فروردین 1392 ]  [5:46 PM]  [قاسمعلی جمالی]
افسران - خواهرم، به یاد داشته باش
گفتم: میای بریم نماز بخونیم؟ فعلا که کار نداریم، اذون هم که تازه گفته، مسجد هم که همین نزدیکی هاست
خندید و گفت: چه عجله ای داری؟ بابا جوونی هنوز، برای این کارا وقت هست هنوز، بعدش هم راهش رو کشید و رفت
پشت سرش بودم ... دویدم و خودم رو بهش رسوندم، دستم رو گذاشتم روی شونه اش، به طرفم برگشت، چشمام به چشمش افتاد ... گفتم: بابا 18 سالته، الآن انجام ندی کی میخوای انجام بدی؟
بازم خندید و گفت: بابا 18 سالمه، 80 سالم که نیست از عزرائیل بترسم، حالا فعلا وقت هست ... میخونیم.
اون رفت ... ازم دور شد ...
بعد چند وقت توی مجلس روضه دیدمش ... چادری شده بود ... گفتم هان از اینورا ... خوش اومدی ... بابا برو جوونی کن این کارا مال پیر زنهاست ...
اشکش رو با گوشهٔ چادرش پاک کرد و گفت: مادرمون 18 سال داشت نه؟ ...
دیگه هیچی نگفت ... زانو هاشو بغل کرد و فقط گریه میکرد ...

 


[دوشنبه 12 فروردین 1392 ]  [10:56 AM]  [قاسمعلی جمالی]

●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●
{~•♥§♥ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ ♥§♥•~}
●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●


[دوشنبه 12 فروردین 1392 ]  [10:43 AM]  [قاسمعلی جمالی]

حضرت صدیقه کبری (س) وصایای شفاهی و غیرمکتوبی داشت و به حضرت امیرمومنان(ع) سفارش‌هایی کرد. این وصایا در آخرین ساعات واپسین عمر آن حضرت مطرح شد و ...  

آخرین وصیت حضرت فاطمه (س) چه بود


حضرت صدیقه کبری (س) وصایای شفاهی و غیرمکتوبی داشت و به حضرت امیرمومنان(ع) سفارش‌هایی کرد. این وصایا در آخرین ساعات واپسین عمر آن حضرت مطرح شد و فرازهای مختلفی دارد که بخشی از وصیت نامه الهی آن حضرت که حاوی نکات ارزنده اخلاقی و معنوی است و تعمق و تدبر در آن بر هر مسلمانی لازم است تقدیم می شود.

 

* ای علی! مرا یاد کن.

او در لحظه‌های واپسین زندگی به امیرمومنان علی(ع) فرمود:

قالت: یا اَبَاالْحَسَنِ لَمْ یَبْقَ لِی اِلاّ رَمَقٌ مِنَ اَلْحَیاهِ وَ حَانَ زَمانُ الرَّحِیلِ وَالْوِداعِ فَاسْتَمِعْ کَلامِی فَاِنَّکَ لا تَسْمَعُ بَْعدَ ذلِکَ صَوْتَ فاطِمَهَ ابَداً اوُصیکَ یَا اَبَاالْحَسَنِ اَنْ لا تَنْسَانِی وَ تَزُورَنی بَعدَ مَمَاتِی؛ ای اباالحسن! برای من لحظه‌ای بیش از زندگانی نمانده است و زمان کوچ و خداحافظی فرارسیده است. سخنان مرا بشنو؛ زیرا پس از این صدای فاطمه را هرگز نخواهی شنید. ای اباالحسن! تو را وصیّت می‌کنم که مرا فراموش نکنی و پس از وفات من همواره مرا زیارت کنی. (1)

 

* خواندن قرآن

همچنین حضرت زهرا(س) در کلمات ارزشمند دیگری، به امام علی(ع) وصیّت فرمود که: اِذا اَنَا مِتُّ فَتَوَلَّ اَنْتَ غُسْلِی وَ جَهِّزْنِی وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ اَنْزِلْنِی قَبْرِی وَ الْحِدْنِی وَ سَوِّ التُّرابَ عَلَیَّ وَ اجْلِسْ عِنْدَ رَاسِی قَبالَهَ وَجْهِی فَاَکْثِرْ مِنْ تِلاوَهِ وَالدُّعَاءِ فَاِنَّها ساعَهٌ یَحْتاجُ الْمیِّتُ فیِها اِلی اُنْسِ الاَحْیاءِ وَ اَنَا اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ تَعَالی وَ اُوصیِکَ فِی وَلَدیِ خَیْراً؛

 وقتی وفات کردم تو غسل و کفن مرا به عهده گیر، و بر من نماز بگزار، و مرا درون قبر گذاشته، دفنم کن و خاک را بر روی قبر من ریخته، سپس هموار ساز و بر بالینم رو به روی صورت من بنشین و زیاد قرآن بخوان و دعا کن؛ زیرا در چنین لحظه‌هایی مردگان به انس گرفتن با زندگان نیاز دارند. من تو را به خدا می‌سپارم و درباره فرزندانم سفارش نیکوکاری دارم. (2)

 

* ازدواج با امامه

از وصایای دیگر حضرت زهرا(س) به علی(ع)، توصیه به ازدواج با دختر خواهر فاطمه(س) امامه بود که فرمود:

جَزاکَ اللهُ عَنِّی خَیّرَ الْجَزاءِ یَابْنَ عَمِّ رَسولِ اللهِ اَوصیِکَ اَوَّلاً اَن تَتَزَوَّجَ بَعّدِی بِاِبْنَهِ اُخْتِی اَمَامََهَ فَاِنَّها تَکونُ لِوَلِدِی مِثْلِی فَاِنَّ الرَّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ؛ (3) ای پسر عموی پیامبر! خداوند تو را پاداش نیکو دهد! اولین وصیت من به تو این است که چون مردان به زنان نیاز دارند. پس از من با دختر خواهرم امامه ازدواج کن؛ زیرا او همانند من با فرزندانم مهربان است. (4)

 

* آنان را آگاه مساز!

حضرت زهرا(س) در تداوم مبارزات منفی علیه کودتاگران سقیفه، به امام علی(ع) وصیت کرد:

اِنِّی اُوصیِکَ اَنْ لایَلِیَ غُسْلِی وَ کَفَنِی سِواکَ وَ اِذا اَنَا مِتُّ فَادْفِنِّی لَیْلاً وَ لا تُوذِّنَّنَ بِی اَحَداً، وَ لا تُوذِنَنَّ بِی اَبَابَکْرِ وَ عُمَرَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ رَسولِ اللهِ(ص) اَنْ لا یُصَلِّیَ عَلَیَّ اَبُوبَکْرٍ وَ لا عُمَرُ؛ (5)

همانا من تو را وصیت می‌کنم که غسل و کفن کردن مرا کسی غیر از تو انجام ندهد و وقتی وفات کردم، مرا شب دفن کن و هیچ کس را خبر نکن و ابوبکر و عمر را نیز مطّلع نساز و تو را سوگند می‌دهم به حق رسول خدا(ص) که ابوبکر و عمر بر جنازه من نماز نخوانند. (6)

امام صادق(ع) نقل فرمود که حضرت زهرا(س) در لحظه‌های آخر زندگی خطاب به علی(ع) فرمود:

اِذا تَوَفَّیْتُ لا تُعْلِمْ اِلاّ اُمَّ سَلَمَهَ وَ اُمَّ اُیْمَنَ وَ فِضَّهَ وَ مِنَ الرِّجالِ اَبْنَیَّ وَ الْعَبّاسَ وَ سَلْمانَ وَ عَمّاراً وَ المِقْدادُ وَ اَبّاذَرَ وَ حُذَیْفَهَ وَ لا تُدْفِنِّی اِلاّ لَیْلاً وَ لا تُعْلِمْ قَبْرِی اَحَداً؛ (7) وقتی وفات کردم به هیچ کس اطلاع نده، جز اینکه از زنان به امّ سلمه و امّ ایمن و فضّه، و از مردان به دو فرزندم حسن و حسین(ع) و عبّاس و سلمان و عمّار و مقدار و اباذر و حذیفه خبر ده. مرا دفن نکن، مگر در شب و قبر مرا به هیچ کس اطلاع نده تا مخفی بماند. (8)

حضرت زهرا(س) به اسماء بنت عمیس فرمود:

یا اَسْماءُ اِذا مِتُّ فَاغْسِلْینِی اَنْتِ وَ عَلِیُّ بْنُ اَبِی‌طالِبٍ(ع) وَ لا تُدْخِلِی عَلَیَّ اَحَداً؛ (9) ای اسماء، وقتی من از دنیا رفتم، تو و علی(ع) مرا غسل دهید و هیچ کس را در کنار جنازه من راه ندهید. (10)

 

* دشمن من و رسول خدا را آگاه مکن!

همچنین آن حضرت خطاب به امیرالمومنین علی(ع) فرمود:

اُوصِیکَ اَنْ لایَشْهَدَ اَحَدٌ جِِنازَتِی مِنْ هولاءِ الَّذینَ ظَلَمونِی وَ اَخَذوا حَقِّی فَاِنَّهُمْ عَدُوِّی وَ عَدُوُّ رَسولِ اللهِ وَ لا تَتْرُکْ اَنْ یُصَلِّیَ عَلَیَّ اَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لا مِنْ اَتْباعِهِمْ وَ ادْفِنِّی فِی الَّیْلِ اِذا هَدَات الْعُیُونُ وَ نَامَتِ الاَبْصارُ؛ (11)‌ (ای علی) تو را وصیت می‌کنم هیچ یک از آنان که به من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب کردند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند؛ زیرا آنها دشمنان من و دشمنان رسول خدا هستند و اجازه نده که فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بگزارد. مرا شب دفن کن، آن هنگام که چشم‌ها آرام گرفته و دیده‌ها به خواب فرو رفته باشند. (12)

 
* وصیت نامه مکتوب

سخنان فاطمه(س) در آخرین لحظات با شوهر مظلوش به پایان رسید. او با ذکر شهادتین برای همیشه چشمان خود را بر روی دنیا بست و به دیار ابدی، نزد پدرش رسول گرامی اسلام شتافت. به اطراف خانه خانه خویش نگاه کرد، چشمش به بسته‌ای افتاد که از همسرش به یادگار مانده بود. آن را باز کرد و دید حضرت فاطمه، چنین وصیت کرده است:

بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم. هذا ما اَوْصَتْ بِهِ فاطِمَهُ بِنْتُ رَسولِ اللهِ، اَوْصَتْ وَ هِیَ تَشْهَدُ اَنْ لا الهَ اِلاّ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ وَ اَنَّ الْجَنَّهَ حَقُّ وَ النّارَ حَقُّ وَ اَنَّ السّاعَهَ آتِیَهٌ لارَیْبَ فیها وَ اَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فُی الْقبورِ، یا عَلِیُّ اَنَا فاطِمَهُ بَنتُ مُحَمَّدٍ(ص) زَوَّجْنَی اللهُ مَنْکَ لاکونَ لَکَ فِی الدُّنیا وَ الاخِرهِ، اَنْتَ اَوْلی بِی مِنْ غَیْرِی، حَنِّطْنی و غَسِّلْنِی و کَفِّنِّی بِاللَّیلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لا تُعْلِمْ اَحَداً وَ اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ و اقْرَءُ عَلی وُلْدِی السَّلامَ اِلی یَومِ الْقِیامَهِ؛ (13) به نام خداوند بخشنده و مهربان. این وصیّت‌نامه فاطمه دختر رسول خداست و در حالی وصیّت می‌کند که شهادت می‌دهد خدایی جز خدای یگانه نیست و محمّد(ص) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و همانا روز قیامت فراخواهد رسید و شکّی در آن نیست و خداوند مردگان را از قبر زنده کرده، وارد محشر می‌فرماید.

ای علی! من فاطمه دختر محمّد هستم. خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری. حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن و به هیچ کس اطّلاع نده. تو را به خدا می‌سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت، سلام و درود می‌فرستم. (14)

پی نوشت ها:

1. کتاب زهره الریاض کوکب الدّری، ج1، ص253.

2. بحارالانوار ، ج79، ص27.

3. طبری عن احمد بن محمد الخشّاب عن زکریا بن یحیی عن ابن ابی زائده عن ابیه عن محمد بن الحسن عن ابی بصیر عن ابی عبدالله قال امیرالمومنین ... .

4. بحارالانوار، ج43، ص217؛ ج78، ص253؛ ج28، ص304؛ علل الشرائع، ج1، ص188.

5. روضه الواعظین ذکر حدیثاً فی مرض فاطمه، ص 130.

6. کشف الغمه ، ج 2، ص 68.

7. الطبری الامامی عن احمد بن محمد الخشّاب عن زکریا بن یحیی ابن ابی زائده عن ابیه عن محمد بن الحسن عن ابی بصیر عن ابی عبدالله قال…

8. دلائل الامامه طبری، ص44؛ بحار الانوار، ج78، ص310.

9. عن عماره بن المهاجر عن ام جعفر.

10. ذخائر العقبی، ص 53.

11. عن علی بن احمد بن العباس احمد بن یحیی عن عمرو ابن ابی المقدام و زیادبن عبیدالله قالاعن اباعبدالله... .

12. بحارالانوار، ج43، ص209؛ ج78، ص253؛ ج28، ص304.

13. عن ابن عباس قال….

14. کتاب عوالم، ج11، ص514؛ بحارالانوار، ج43، ص214؛ ج100، ص185؛ ج78، ص390.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی حجت‌الاسلام والمسلمین حسین انصاریان


[دوشنبه 12 فروردین 1392 ]  [10:32 AM]  [قاسمعلی جمالی]

افسران - تا حالا دیدی رو پیکان 48 چادر بکشن "؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟ "


[پنج شنبه 8 فروردین 1392 ]  [11:37 AM]  [قاسمعلی جمالی]
تعداد کل صفحات : 503 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >